حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )
17
تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )
سخن شروع كرد و سؤالهاى عجيب و غريب مىفرمود از معانى مشكلات و متشابهات قرآن و احاديث نبوى ( ص ) كه متعلق بود به حقيقت كه باطن شريعت است و اين ضعيف از آن جواب مىگفتم برحسب آنچه حق تعالى در آن وقت بر من مىگشود و جوابها كه هرگز ندانسته بودم و بر خاطرم نگذشته بود و از هيچ آفريده نشنيده بودم و در هيچ كتابى نخوانده بودم ، تا غايتى از آن كلمات كه در آن زمان از من صادر مىشد ذوقى و صفائى و طربى به باطن من راه مىيافت و تعجّب مىكردم كه اين اسرار الهى از من چگونه ظاهر مىشود ؟ پس به حقيقت دانستم كه صدور اين كلمات و ظهور اين اسرار و اشارات از بركات نظر و انفاس متبرّكه و علوّ همّت حضرت خواجه است قدّس اللّه سرّه . و بدين صفت سه روز در صحبت خواجه بودم و چيزى نخوردم ، نه شب و نه روز . چون خادم طعام بياوردى خواجه عليه الرّحمة دو سه لقمه كوچك بخوردى و به خادم گفتى بردار كه او نمىخورد . چون صبح روز چهارم طلوع كرد ، نماز بگذارديم . عادت خواجه عليه الرّحمة آن بودى كه بعد از نماز صبح شمع را بنشاندى و سر مبارك به گريبان فروبردى و مريدان و اصحاب متابعت كردندى و قطعا هيچ آفريده سخن